دیپلماسی هپروتی!

مهدی محمدی، وطن امروز- حدود 2 ماه قبل، چند روز پس از اعلام برجام، وقتی یک مقام مسؤول در جلسه‌ای خصوصی به مخاطبانش گفت: «اشتباه نکنید! بزرگ‌ترین دستاورد این دو سال مذاکره، برجام نبوده بلکه شکل‌گیری یک زیرساخت ارتباط با آمریکا بوده است» - و این خبر عمدا به بیرون درز داده شد - کمتر کسی توانست به عمق مساله پی ببرد. این سخن، مستقیما موید آن تئوری بود که مدت‌ها پیش از اعلام برجام به جد معتقد بود تبعات فراهسته‌ای و فرامتنی برجام بسیار مهم‌تر از چیزی است که درون متن نوشته شده و اساسا بخش عمده خطر متن به دلیل «بستر»ی است که قرار است این متن در آن بنشیند و اجرا شود.

از آن زمان، مکررا شاهد به دست آمدن شواهدی بوده‌ایم که این دیدگاه را تایید می‌کند. آنچه پی‌درپی در حال تایید شدن است این است که برجام بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر است و برای طرف آمریکایی ـ و برخی در دولت روحانی نیز - فقط تا جایی ارزش دارد که تکمیل‌کننده پازل بزرگ‌تر «گذار از نهضت به نظام» در ایران باشد. از دید آمریکا و دوستان داخلی‌اش، برجام قرار است زیرساختی فراهم کند که با شکل‌دهی یک سلسله اتفاقات در حوزه‌های افکار عمومی، دیپلماسی، اقتصاد و فرهنگ، ایران را از کشوری انقلابی به کشوری عادی بدل کند. زمانی شاید این ادعا گزاف بود اما امروز با اطمینان می‌توان گفت دو طرف یک نقشه راه تعریف شده و مذاکره شده در این باره دارند و طبق یک جدول زمان‌بندی در حال پیش بردن آن هستند. این نوشته جای بحث تفصیلی درباره جزئیات این مساله و اینکه چه میزان از این پروژه «وابسته به متن» و چه مقدار از آن «وابسته به فرامتن» است، نیست. این مساله را بزودی در نوشته‌ای بسیار تفصیلی‌تر بررسی خواهیم کرد. آنچه در اینجا اهمیت دارد این است که معنای درست آنچه را اکنون - به تعبیر آقای رئیس‌جمهور- در جهان پس از برجام در حال رخ دادن است دریابیم و در ظواهر متوقف نشویم.
قبل از هر چیز، واضح است که تلاشی جدی برای تغییر ادبیات نسبت به آمریکا در دولت آقای روحانی وجود دارد با این پیش فرض که همان طور که رئیس‌جمهور با لحنی تهدیدآمیز گفته، پس از توافق نمی‌توان با جهان همانگونه سخن گفت که پیش از آن سخن می‌گفتیم. پس از آن، دیدیم که آقای رئیس‌جمهور وعده می‌دهد مشتاقان گشایش سیاسی و اجتماعی در داخل کشور پس از توافق هسته‌ای، منتظر تحقق قریب‌الوقوع رویای خود باشند. اندکی بعد از آن، دولت آشکارا وارد مذاکرات منطقه‌ای در چارچوبی شد که حقیقت آن چیزی جز «مذاکره ژئوپلیتیک با آمریکا» نیست ولو اینکه در هزار لفافه پیچیده شده باشد. در همین اثنا، رئیس‌جمهور چندین بار در سخنان علنی‌اش کنایه‌وار از شکل‌گیری نوع جدیدی از قدرت در ایران با عنوان قدرت سیاسی و دیپلماتیک سخن گفت که می‌تواند جانشین انواع سنتی‌تر قدرت یعنی قدرت نظامی شود و اکنون جلوتر آمده و به دیدار و مصافحه تصادفی محمد جواد ظریف و باراک اوباما رسیده‌ایم.
توجه کنید که همه اتفاقات به اتکای برجام رخ می‌دهد اما لزوما ربطی به متن ‌آن ندارد. پیش فرض همه این تحولات این است که دنیای پسابرجام دنیای جدیدی است، قواعد خود را دارد و در آن می‌توان ریسک‌های جدیدی کرد با هزینه‌ای بسیار کمتر نسبت به آنچه پیش‌تر وجود داشت.
به همین نمونه آخر توجه کنید. می‌دانیم که در سطح رئیس‌جمهور آمریکا هیچ چیز تصادفی رخ نمی‌دهد. این را هم می‌دانیم که حسن روحانی و محمدجواد ظریف پیش از سفر به نیویورک و در حین آن بارها گفته بودند برنامه‌ای برای دیدار با اوباما ندارند اما اکنون این اتفاق رخ داده است. نه فقط دیدار رخ داده بلکه آنگونه که منابع آگاه ایرانی به رسانه‌ای‌های نزدیک به دولت گفته‌اند دقایقی هم به خوش و بش گذشته است.
بسیار ساده‌دلانه خواهد بود اگر کسی تصور کند همه این اتفاقات بدون هیچ قصد و نیتی و صرفا به قول آن مرحوم «همینجوری» در حال رخ دادن است. کاملا واضح است که دولت در حال نگهبانی از زیرساخت رابطه با آمریکاست بدون اینکه به افکار عمومی توضیح بدهد در ازای به حراج گذاشتن سرمایه انقلابی و اعتبار ملت ایران مشخصا چه دستاوردی جز تعطیلی حقوق ملت یا تحقیر شدن توسط حکومت جاهلی عربستان سعودی به دست آورده است؟ برنامه سیاست خارجی دولت روحانی را فعلا در یک جمله می‌توان خلاصه کرد: پیدا کردن بهانه‌هایی جدید برای باز ماندن مسیر تماس با آمریکا یا به تعبیر آن جانباز بصیر در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی «نگه داشتن پا لای در». مهم‌ترین سوالی هم که پیش روی این نوع دیپلماسی است این است که تماس با آمریکا صرفا بیزینس سیاسی دولت روحانی است یا اینکه بناست ملت ایران هم چیزی از آن عاید شود؟ اکنون که روابط با آمریکا خوب شده و در راهروهای سازمان ملل اوباما را هم تصادفا می‌شود دید، چرا همپیمان منطقه‌ای آمریکا عزت و آبروی ایران را به بازی گرفته و برای صدور یک ویزا حاجت به زانو زدن و واسطه تراشیدن افتاده است؟ آیا همین خود نشانه‌ای از واقعیت‌های «جهان پسابرجام» که دولت عامدانه درصدد تحریف مشخصات واقعی آن است، نیست؟
نکته جالب در این میان اما این است که این روند چندان هم نگران‌کننده نیست. مردم ایران خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد در حال فهمیدن این حقیقت هستند که «دیپلماسی هپروتی» راه به هیچ کجا نمی‌برد. این نوع از دیپلماسی، در نوع خود مدلی ویژه است. در حالی که همه جهان را مصیبت فراگرفته، در حالی که تروریسم پشت مرز کشورها پا بر زمین می‌کوبد، در حالی که 400 جنازه ایرانی در صحرای تفتیده منا روی زمین مانده و در حالی که دولت ورشکسته سعودی برای ایران شاخ و شانه می‌کشد، این نوع خاص از دیپلمات‌ها لبخند بر لب، عاشقانه آستانه کاخ سفید را می‌نگرند تا شاید معجزه‌ای نمایان شود. مردم ایران اکنون دیگر می‌دانند که از این نوع دیپلماسی بزم و تفریح برای عده‌ای، شاید؛ اما حل مشکلات آنها بیرون نخواهد آمد و میهمانی که تمام شد آنچه باید انتظارش را داشته باشند، علاوه بر برنامه‌ریزی برای میهمانی بعدی، این است که آقای صاحب‌منصب بیرون بیاید و بگوید: «انتظارها خیلی بالا رفته، توقع نداشته باشید مشکلات به این زودی‌ها حل شود»! این تصورکه دولت فقط باید درباره برجام پاسخگو باشد، هم اشتباه و هم بی‌نهایت خطرناک است. پرسش بزرگ‌تر این است که برجام بخشی از کدام چشم‌انداز بزرگ‌تر است و چه برنامه‌هایی در پیش است؟ جامعه ایرانی به اینکه توافق هسته‌ای گره‌گشای زندگی و معیشتش باشد ظاهرا نباید چندان امید ببندد اما حداقل حق دارد بداند در گام‌های بعدی برای کدام بخش از آبرو و عزت آن نقشه کشیده‌اند.

توضیحات تامل برانگیز عراقچی درباره برجام و قطعنامه 2231 در جمع مدیران صدا و سیما

عباس عراقچس در گفت وگویی با مدیران و سردبیران سازمان صدا و سیما به ارائه ارزیابی تفصیلی خود از برجام و قطعنامه 2231 پرداخت.

ایران هسته ای- عباس عراقچس در گفت وگویی با مدیران و سردبیران سازمان صدا و سیما به ارائه ارزیابی تفصیلی خود از برجام و قطعنامه 2231 پرداخت.

وی در این متن به جزئیات مهمی اشاره کرده است که عموما از آنها سخن گفته نمی شود.

عراقچی ساعتی پس از انتشار این متن در خبرگزاری صدا وسیما آن را تکذیب و تاکید کرد این متن آمیخته ای اطلاعات درست و نادرست است، ولی روشن نکرد که دقیقا کدام بخش های این متن را نادرست می داند.

با توجه به اهمیت موضوع، و با ملاحظه تحفظ آقای عراقچی، «ایران هسته ای» متن کامل این اظهارات و سپس ارزیابی خود از آن را منتشر می کند.

***

 عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان با تاکید برلزوم" قوی بودن در برابر دشمن" گفت: در این دنیا باید قوی بود و ان شاء الله تا وقتی قوی هستیم جای هیچ نگرانی نیست.

سید عباس عراقچی در جمع  مدیران ارشد، مدیران کل و سردبیران ارشد  بخش های خبری و برنامه ساز سیاسی صداوسیما با بیان اینکه در مذاکره همیشه داد و ستد و بده و بستان صورت می گیرد،گفت: به هر حال این یک مذاکره بود و در مذاکره قطعاً تا طرف مقابل چیزی گیرش نیاید  به توافق رضایت نخواهد داد و حتماً دست خالی از مذاکره بیرون نمی رود لذا ما هم همانطور هستیم یعنی تا به خواسته های اصلی مان  نرسیم و دستمان  از آن چیزهایی که می خواهیم پر نشود قطعا به مذاکره رضایت نمی دهیم.

معاون امور حقوقی و بین المللی وزارت امور خارجه افزود: مذاکره برد و باخت نیست که  یک طرف به طور کامل هر چه دارد از دست بدهد، دستهایش را بالا ببرد و از مذاکره خارج بشود چرا که در این صورت اصلا مذاکره صورت نگرفته و به سرانجام نمی رسد.

به نوشته خبرگزاری صدا و سیما، وی با اشاره به دستاوردهای مذاکره و توافق برای هر یک از طرفین، ادامه آن را چالش گفتمانی دانست و تصریح کرد: یعنی وقتی توافق تمام شد دیگر هر طرف، گفتمان خودش را دارد به عبارتی تعبیری که مقام معظم رهبری به کار بردند و فرمودند رجز خوانی.

عراقچی گفت:‌ اینکه هر طرف شروع می کند به رجز خوانی و برجسته کردن گفتمان خودش و یا به عبارتی طرف ها سعی می کنند بگویند که دستاوردهای من اینها بوده است، مثلاً من بردم و یا چیز بیشتری در مذاکرات به دست آوردم، من بودم که طرف مقابل را مجبور به تسلیم و پذیرش خواسته های خودکردم. دیپلمات ارشد کشورمان این رفتار را طبیعی عنوان کرد و ادامه داد: گاهی حتی دو بچه کوچک هم بعد از پایان دعوا هر کدام برای دیگری رجز خوانی می کنند لذا ما حتما باید بتوانیم در این  رقابت گفتمانی، گفتمان خودمان را  غالب کنیم.

عراقچی با تاکید بر تلاش تیم مذاکره کننده کشورمان در رسیدن به خواسته های کلیدی کشورمان با رعایت خطوط قرمز، افزود: پس از مذاکره نیز در همین راستا باید گفتمان خود را غالب کنیم که اگر گرفتار رجز خوانی گفتمان دشمن شویم در حقیقت به مردم خودمان القاء‌کرده ایم که طرف مقابل برنده شده است و در این صورت دستاوردهای خودمان  نادیده گرفته می شود.

وی با بین اینکه گاهی در تله تبلیغاتی طرف مقابل گرفتار می شویم، تصریح کرد:مثال بارز آن قطعنامه شورای امنیت است که به نظر من هفت -هشت نقطه قوت مهم دارد که در تمامی بحث های بعد از قطعنامه  به حاشیه رانده شد ولی دو تا موضوعی که دشمن برجسته اش کرد و آن موضوع بازگشت پذیری تحریمها و  بحث موشکی  است که توضیح دارد.

ادامه نوشته

هنوز جوهر توافق خشک نشده...

مهدی محمدی، وطن امروز- هنوز جوهر توافق وین خشک نشده است که امریکایی ها دبه کردن را آغاز کرده اند. اگر این توافقی مبتنی بر راستی آزمایی است نه اعتماد، همین حالا، در حالی که به زحمت یک هفته از زمان توافق می گذرد، امکانی برای راستی آزمایی این موضوع وجود دارد که برجام عاقبت به خیر نخواهد شد. شرکای امریکا در داخل ایران، خیلی زود باید خلسه ناشی از توافق را کنار بگذارند. این یک امر اختیاری نیست، جبر ناشی از شراکت با طرفی چون امریکاست.

اکنون پیش نویس یک قطعنامه روی میز شورای امنیت است –و می گویند امروز درباره آن رای گیری خواهد شد- که قبل از هر چیز برجام را به طرز مضحکی نادیده می گیرد و نقض می کند.

  1. این قطعنامه هم برجام و هم زمان بندی اجرای آن را تایید می کند. با صدور این قطعنامه برجام نه یک توافق چند جانبه میان ایران و چند کشور دیگر، بلکه بخشی از تعهدات بین المللی ایران خواهد بود. سوال این است: در این صورت دیگر طی شدن فرآیند قانونی در ایران عملا چه معنایی دارد و آیا توافق بر سر صدور چنین قطعنامه ای چند روز پس از اعلام توافق، معنایی جز یازیچه قرار دادن فرآیند قانونی بررسی برجام در داخل کشور دارد؟
  2. در حالی که بنا بود متن این قطعنامه به گونه ای نوشته شود که به قطعنامه های غیرقانونی پیشین شورای امنیت علیه برنامه هسته ای ایران مشروعیت نبخشد، نه فقط از آن قطعنامه ها یاد می کند، بلکه آن قطعنامه ها را رزرو نگه می دارد تا هر زمان که غربی ها خواستند رژیم تحریم ها را احیا کنند، تمامی تحریم های مندرج در آنها را یکجا از سر بگیرند؛ بنابراین تنها اتفاقی که در اینجا نیفتاده خاتمه بخشیدن به آن قطعنامه هاست.
  3. متن برجام می گوید اجرای کامل آن ماهیت صرفا صلح آمیز برنامه هسته ای ایران را تضمین خواهد کرد. قطعنامه شورای امنیت این وعده برجام را ساده و آسان پس می گیرد و در پارگراف 8 اجرایی می گوید حتی اگر برجام کاملا اجرا شود، باز هم این موضوع به حل مسئله ماهیت برنامه هسته ای ایران صرفا کمک خواهد کرد، نه بیشتر. به زبان ساده تر، مطابق این قطعنامه، پس از 10 یا 15 سال از اجرای برجام، باز هم گفتن این جمله ساده از سوی آژانس که ماهیت برنامه هسته ای ایران صلح آمیز است، از ایران دریغ خواهد شد.
  4. زمان پایان قطعنامه 10 ساله است. اولا وندی شرمن همین دیروز گفته است کشورهای 1+5 توافق کرده اند بلافاصله پس از این 10 سال دوباره قطعنامه دیگری صادر کنند و محدودیت ها را تمدید نمایند و ثانیا حتی اگر در انتهای این 10 سال واقعا این قطعنامه پایان یابد، این امر با زمان بندی ظاهری 8 ساله محدودیت ظرفیت غنی سازی در برجام در تناقض است. بیایید خوش بینانه فرض کنیم زمان محدودیت غنی سازی در برجام پس از 8 سال پایان یافته است؛ با وجود این قطعنامه، ایران همچنان قادر به اینکه قدم از قدم بردارد نخواهد بود.
  5. پاراگراف 2 اجرایی قطهنامه می گوید: زمانی که آژانس تقاضا می کند که بتواند همه مسائل باقیمانده را که در گزارشهای آژانس مشخص شده، حل کند، ایران باید همکاری کاملی داشته باشد. این بند ایران را ملزم می کند با هر درخواست آژانس برای حل مسائل باقی مانده همکاری کامل کند. این امر حتی به شروط مقرر در برجام از جمله مکانیسم های یک سویه حل اختلاف مشروط نشده و عملا دست آژانس را برای هر نوع درخواستی از ایران –صرف نظر از توافقی که 1+5 کرده- باز می گذارد.
  6. یکی از عبرت آموز ترین بندهای این قطعنامه، مکانیسم بازگشت پذیری تحریم هاست. در پاراگراف 11 اجرایی آمده است در صورتی که هر یک از اعضای برجام گزارشی مبنی بر یک عدم پای بندی قابل توجه ارائه کند، شورای امنیت پیش نویس یک قطعنامه جدید برای تصمیم درباره بازگشت یا عدم بازگشت تحریم ها را ظرف 30 روز به رای می گذارد. پاراگراف 12 اجرایی می گوید اگر در مهلت 30 روزه مقرر، درباره قطعنامه ای رای گیری نشود، تحریم ها به طور خودکار بازخواهد گشت مگر اینکه کشور مدعی قبل از 30 روز اعلام کند مسئله حل شده است. در واقع در اینجا یک مکانیسم کاملا خودکار برای بازگشت تحریم ها تعبیه شده که خطری جدی برای امنیت ملی ایران در آینده خواهد بود. فقط در یک جمله، با این مکانیسم، عملا هر یک از اعضای برجام می تواند بازگشت تحریم ها را گروگان گرفته و در هر حوزه ای  از ایران باج خواهی کند.
  7. اما فاجعه بارترین بخش های این قطعنامه هنوز باقی مانده است. این فاجعه از تحریم هایی آغاز می شود که این قطعنامه بر برنامه موشکی ایران تحمیل می کند. در پارگراف 3 از ضمیمه B آمده است: «از ایران خواسته می‌شود تا هیچ فعالیتی مرتبط با موشک‌های بالستیک طراحی شده با قابلیت حمل تسلیحات هسته‌ای صورت ندهد، از جمله شلیک هرگونه موشک با استفاده از چنین فناوری‌های مربوط به موشک‌های بالستیک، تا زمان 8 سال پس از «روز پذیرش برجام» و یا تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی ارائه دهد که «جمع‌بندی مبسوط» را تأیید کند، بسته به اینکه کدام زودتر اتفاق افتد». این یک تحریم موشکی کامل برای کشوری چون ایران است که عملا همه انواع موشک های آن بالستیک محسوب می شود. برجام قرار بود مشکل هسته ای ایران را حل کند نه اینکه آن مشکل را مبهم بگذارد و مشکلی بزرگتر برای برنامه موشکی ایران –که رکن توان دفاعی ماست- بوجود بیاورد.
  8. در پاراگراف 5 از ضمیمه B این قطعنامه یک تحریم کامل تسلیحات متعارف علیه ایران نیز به مدت 5 سال -چه برای صادرات و چه برای واردات- وجود دارد. این نیز به نوبه خود بدین معناست که اگر در این مدت فی المثل ایران از سوی داعش یا هر کشور خارجی مورد تهدید قرار گرفت، حتی حق نقل و انتقال سلاخ برای دفاع از خود را هم ندارد!

اینها که آوردیم یک خلاصه بسیار ساده و گذرا از متن قطعنامه ای است که ظاهرا برای تایید برجام صادر می شود اما در واقع کار را از موضوع هسته ای بسیار فراتر برده و حوزه های نظامی و متعارف و بلکه امنیت آینده ایران به مخاطره می اندازد. جالب این است که این پیش نویس متن ابداعی امریکا نیست بلکه یک متن مذاکره شده است که ظاهرا تیم ایرانی با بند بند آن موافقت کرده است. توجیه دوستان هم این است که نقض قطعنامه به معنای نقض برجام نیست و ایران می توان بدون نگرانی از اینکه متهم به نقض توافق شود، از اجرای قطعنامه سرباز بزند. ظاهرا دوباره به دوران کاغذ پاره دانستن قطعنامه ها منتها این بار از سوی دولت آقای دکتر روحانی بازگشته ایم! فقط این نکته ساده را باید تذکر داد که این قطعنامه برخلاف قطعنامه های پیشین، متنی است که دولت درباره آن مذاکره کرده و آن را پذیرفته است و بنابراین کاغذپاره دانستن آن به سادگی اسلافش نخواهد بود.

ابتدایی ترین کار اکنون –حتی اگر عده ای می خواهند از توافق وین حراست کنند- این است که صدور این قطعنامه متوقف شود. در غیر این صورت، بعید است عمر توافق هسته ای به چند ماه برسد.

مقدمه ای بر تحلیل برجام

مهدی محمدی، وطن امروز- یکم- به یک روایت دیروز روز پایان 12 سال پرونده هسته ای ایران بود. حداقل مذاکره کنندگان به ما گفته اند که چنین خواهد بود. برای من  که در این مدت، حتی یک روز از موضوع هسته ای فارغ نبوده ام، این روز بسیار مهم است. همین که یک نقطه پایان بر این پرونده حجیم گذاشته شود و بتوان انرژی هایی را که تاکنون صرف این موضوع شده، در موضوعاتی دیگر صرف کرد، خود موهبتی مهم و مبارک است. این نقطه پایان، برجام نامیده شده است. یک برنامه جامع برای اقدام مشترک میان ایران و 1+5 که با ضمائم آن بیش از 150 صفحه است. زمانی کم و بیش طولانی لازم است تا همه ابعاد این متن روشن شود و بتوان درباره آن یک داوری بدون ابهام به دست داد. اما به اجمال این نکته را می توان گفت که استراتژی ویژه مذاکراتی رهبر معظم انقلاب اسلامی به تولید یک متن متوزان منجر شده است. به این سبب، بی گمان بر ما فرض است که کوشش تیم مذاکره کننده را ارج بنهیم و به آنها خدا وقت بگوییم.

دوم- همچنانکه سابقه چنین معاهداتی نشان می دهد –البته نمونه های مشابه برای برجام بسیار اندک است- چالش بزرگ اینگونه متون حین اجرا نمایان می شود. به طور کلاسیک این تلقی وجود دارد که اجرای این قبیل توافقات بسیار دشوارتر از تنظیم و امضای آنهاست، بویژه اگر با طرفی چون امریکا مواجه باشیم که تقریبا حتی یک نمونه قابل ذکر از آنچه بتوان آن را عمل به تعهدات بین المللی نامید در کارنامه آن وجود ندارد. مهم تر از این، خوب یا بد بودن چنین متونی نیز نه روی کاغد بلکه در عمل مشخص می شود. بنابراین تا زمانی که نوبت به اجرا برسد باید خویشتن دار بود.

سوم- گذار از توافقات ژنو و لوزان –که بی گمان مصداق توافق بد بودند- به برجام، -که در نگاه اول توافقی متوازن است- به سادگی رخ نداده است. این گذار محصول یک طراحی بسیار پیچیده در اموری چون چانه زنی، راهبردگذاری مذاکراتی، مدیریت بده- بستان، ترسیم خطوط قرمز، مدیریت فضای نقد، لابی های چند لایه و دیپلماسی عمومی بوده که جملگی توسط رهبر بصیر انقلاب اسلامی اعمال شده است. این مدیریت، لااقل در یک هفته گذشته از جنس «ورود به جزئیات» بوه است. واقعیت این است که اگر مسیر توافق های ژنو ولوزان به حال خود رها می شد، این مدیریت اعمال نمی گشت، و انتقاد مصلحانه در دستور کار نخبگان قرار نمی گرفت، برجام شانس چندانی برای تبدیل شدن به یک توافق متوازن نداشت. در فرصتی دیگر جزئیات این موضوع را که چگونه این اصلاحات راهبردی و مداخلات تکنیکال، سرنوشت برجام را تغییر داد سخن خواهیم گفت.

چهارم- آنچه رخ داده یک بده بستان است. امور مهمی واگذار شده و البته امتیازهای مهمی هم به دست آمده است. همچنانکه آقای ظریف خود زمانی پیش از این گفته است این چیزی نیست که بنا باشد برای آن سوت و کف زده شود. جامعه بسیار زودتر از آنچه برخی می پندارند از هیجان ناشی از اعلان توافق خارج شده و بر دستاوردهای ملموس آن متمرکز خواهد شد. توقعات از توافق هسته ای در ماه های گذشته به نحو غیر واقعی بالا برده شده و اکنون زمان آن است که همه انرژی ها بر تامین یا مدیریت این توقعات متمرکز شود. این حق رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت شریف ایران است که در ازای انعطافی که در واگذاری بخشی از حقوق هسته ای خود انجام داده اند، ببینند که دولت نیز اولویت های خود را بر اولویت های مردم منطبق کرده و بر ترجمه توافق به رفاه تمرکز نموده است. دوران پسا توافق، دوران مسئولیت پذیری، سخت کوشی و قدرشناسی است. این دوران هم اکنون آغاز شده و خیلی زود ماه عسل خویش را سپری خواهد کرد.

پنجم- و واپسین نکته اینکه درباره هدف های امریکا در دوران پسا توافق نباید ساده اندیش بود و به برنامه ای که برای اثرگذاری بر محیط های سیاست داخلی، هسته ای، امنیت ملی و منطقه ای طراحی و اجرای برخی از آنها را هم آغاز کرده، بی توجهی کرد. اهداف امریکا در مرحله پساتوافق لزوما همان چیزهایی نیست که در متن برجام نوشته شده یا ظاهرا به نظر می رسد. چالش راهبردی اکنون این است که برجام و سرمایه های سیاسی و اجتماعی ناشی از اجرای آن در مسیر کدام هدف هزینه خواهد شد؟ نهایی شدن برجام محصول یک سلسله محاسبات استراتژیک است؛ هم در ایران و هم در امریکا. در طرف ایرانی شاید یک استراتژي مذاکراتی متفاوت، می توانست متنی متفاوت هم خلق کند. بحث درباره استراتژی مذاکراتی تیم ایرانی و بدیل های آن فعلا اولویت ما نیست. اما درباره آنچه امریکایی ها در سردارند باید به اندزه کافی وقت گذاشت و اندیشید. امریکا می خواهد برجام را سکویی برای پرش به سمت کدام اهداف کند؟ این سوال خصوصا در شرایطی اهمیت می یابد که توجه کنیم به دلایل متنوع امریکا چاره ای جز توافق با ایران نداشت و گزینه های غیر دیپلماتیک آن بسیار محدودتر و ناکارآمد از چیزی بود که ادعا می کرد. اساسا یکی از مهم ترین عواملی که به حصول توازن نسبی در متن برجام انجامیده، همین خالی بودن دست امریکا، نیاز آن به توافق و هوشمندی مذاکراتی در استفاده از این نقطه ضعف بوده است. اکنون امریکایی ها می خواهند برجام را به یک گزینه برای خود تبدیل کرده و با آن سبد خالی شده گزینه های خود را رونق ببخشند. متقابلا نظام جمهوری اسلامی نیز در این اندیشه است که برجام را به بخشی از پیکربندی راهبردی خویش در حوزه های اقتصادی، سیاست داخلی، منطقه ای وبین لمللی بدل کند. در سطح استراتژیک پرسش اصلی این است: در میان مدت، برجام گزینه کیست و در سبد کدام طرف خواهد نشست؟

توافق بد در وین می ماند

مهدی محمدی، وطن امروز- مذاکرات هسته ای در روزها و بلکه ساعات پایانی خود به سر می برد. درون مذاکرات، و از مجموعه اظهارات و مواضعی که تعداد آنها به اندازه کافی پرشمار است؛ یک نکته بیشتر بیرون نمی آید و آن هم این است که عزم دو طرف برای نهایی کردن متن یک توافق در این دور از مذاکرات جزم است. تکلیف امریکایی ها البته روشن است. آنها به صراحت گفته اند رئوس آنچه را که می خواستند در لوزان به دست آورده اند و اکنون هم راهبردی جز حفظ چارچوب لوزان ندارند. بیانیه لوزان-که اکنون تردیدی نیست یک توافق بوده- کلیدی ترین هدف امریکا را که محدود سازی برنامه هسته ای ایران برای بلند مدت، ضمن حفظ فشارها و گستراندن یک رژیم بازرسی ویژه در ایران است به خوبی برآورده می کند. آنچه اکنون اهمیت دارد این است که آقای روحانی به عنوان رییس جمهوری که به مردم صراحتا وعده داده در هرگونه توافق هسته ای حقوق ایران به طور کامل حفظ و همه تحریم ها برداشته خواهد شد، در این شرایط چه خواهد کرد؟ و علاوه بر این، این سوال هم مطرح است که تیم مذاکره کننده هسته ای که رهبری معظم انقلاب اسلامی آنها را با صفات شجاع، غیور، متدین و امین ستوده اند، در روزهای آینده چه تصمیمی خواهد گرفت؟

ادامه نوشته

هدف از سفر ناگهانی آمانو به تهران چیست؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

علی شاهدیان، ایران هسته ای- یوکیا آمانو مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی صبح روز پنج شنبه 11 تیر 1394 (2 جولای 2015) وارد تهران شد.

این سفر تا حدودی غیر منتظره محسوب می شود چرا که اکنون مذاکرات ایران و گروه 1+5 برای نهایی کردن متن یک برنامه جامع اقدام مشترک در وین در مرحله نهایی قرار دارد و عمده تمرکز دیپلماسی بر آن مذاکرات قرار گرفته است.

این حدس به طور قوی وجود دارد که سفر آمانو به تهران با این مذاکرات کاملا در ارتباط است و اساسا به عنوان بخشی از مذاکرات با 1+5 انجام گرفته است.

حدس زده می شود که این سفر یک دستور کار اصلی دارد و آن هم این است که آمانو می خواهد فرمول جدیدی درباره حل و فصل مسئله ابعاد احتمالی نظامی (PMD) به ایران ارائه کند.

ابعاد احتمالی نظامی مجموعه ادعاهایی از جانب آژانس علیه برنامه هسته ای ایران است که ایران آنها را به طور کامل ساختگی می داند.

امریکا و گروه 1+5، رسیدگی به این موضوع و حل آن را پیش شرط هرگونه تعلیق تحریم قرار داده است اما از آنجا که این رسیدگی در فرمول پیشین پیشنهادی آژانس، مستلزم دسترسی به افراد و مکان های نظامی در ایران بود، این مسئله از سوی ایران رد شده است.

اکنون برخی خبرها حکایت از آن دارد که آمانو با طرح جدیدی به ایران آمده که تلاش شده مسئله دسترسی به افراد و مکان های نظامی در ایران به نوعی در آن تغییر شکل داده یا به آینده موکول شود.

از جزئیات این موضوع طرح در دست نیست.

علت نیز ظاهرا این است که امریکا همچنان اصرار دارد PMD باید قبل از تعلیق هر نوع تحریم تعیین تکلیف شود.

این سفر به خودی خود شاهدی است از اینکه احتمالا در متن برجام حل و فصل PMD قبل تعلیق تحریم ها مورد تاکید قرار گرفته و تیم ایرانی هم آن را پذیرفته است.

آمانو در تهران با علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و حسن روحانی، رییس جمهور ملاقات می کند.

ناظران می گویند اینکه آمانو چگونه تهران را ترک کند اثری تعیین کننده بر تحولات روز شنبه در وین بر جای خواهد گذاشت.

احتمال ارسال متن نهایی برجام به تهران در روز شنبه/ رونمایی از بازی جدید

محمد صدری، ایران هسته ای- اطلاعات دریافتی «ایران هسته ای» از وین نشان دهنده آن است که کار نگارش متن برجام در مرحله کارشناسی تقریبا پایان یافته و در دو روز آینده معاونین وزرای خارجه و همچنین وزرا، تغییرات نهایی را روی آن اعمال خواهند کرد.

این احتمال جدی است که روز شنبه متن توافق برای بررسی به پایتخت ها ارسال شود.

البته، این امر تا حد قابل توجهی به نتیجه سفر یوکیا آمانو به تهران –که به احتمال بسیار زیاد روز پنج شنبه انجام خواهد شد- بستگی دارد.

اطلاعات اجمالی موجود که از سوی منابع غربی منتشر شده نشان دهنده آن است که حداقل در دو موضوع بازرسی و تحریم، این توافق با منافع ملی ایران و خطوط قرمز اعلام شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی مغایرت جدی دارد.

در زمینه بازرسی ها، مطابق اعلام مقام های ارشد امریکایی، تمرکز فعلا از روی دسترسی به فهرست های خاص افراد و مکان ها برداشته شده ولی اولا حل PMD به عنوان پیش شرط اجرای تعلیق تحریم ها از سوی 1+5 حفظ شده و ثانیا آژانس می تواند به بهانه راستی آزمایی توافق و اجرای پروتکل در آینده به هر تاسیسات مشکوکی از جمله تاسیسات نظامی دسترسی پیدا کند.

اطلاعات موجود نشان می دهد در مورد بازرسی ها صرفا تغییر ادبیات رخ داده و مسئله دسترسی به اسناد، مکان ها، افراد و تجهیزات نظامی به هیچ وجه استثنا نشده است.

درباره تحریم ها نیز، تا حدود زیادی روشن است که اجرای تعلیق تحریم ها پس از اجرای کامل تعهدات از سوی ایران و راستی آزمایی آن از سوی آژانس انجام خواهد شد و مسئله همزمانی در متن برجام دور زده شده است.

به این ترتیب و بر اساس اطلاعات و گزارش های فعلی، روشن است که برجام، بر اساس چارجوب لوزان نوشته شده و هیچ اصلاح اساسی در آن صورت نگرفته است.

نکته کلیدی این است که آوردن این متن به تهران از سوی وزیر خارجه، نشان دهنده آن است که تم مذاکره کننده کار خود را تمام کرده و تصمیم نهایی درباره متن باید از سوی مقام های سیاسی در تهران گرفته شود.

این در حالی است که مطلعین تاکید دارند تیم مذاکره کننده خود اختیار نه گفتن به یک توافق بد را دارد و دلیلی ندارد متنی که پای بندی صریح آن به خطوط قرمز محرز نشده به تهران آورده شود.

آغاز اجرای پروژه C از سوی امریکا

مهدی محمدی ، خبرگزاری تسنیم- منابع امریکایی امروز از یک مقام بلند پایه این کشور نقل کردند محتمل  ترین سناریو در انتهای این دور از مذاکرات این است که توافق نهایی با جزئیات آن رونمایی شود ولی امضا نشود.

هنوز طرف ایرانی –یا هیچ طرف دیگری- این موضوع را تایید یا جزئیات بیشتری از آن اعلام نکرده اما بیایید فرض کنیم این اظهارنظر جدی باشد و شب 9 تیر یا چند روز بعد از آن، طرفین یک متن حدودا 60 صفحه ای تحت عنوان متن امضا نشده برجام را منتشر کرده و در بهترین حالت برای ادامه مذاکرات بر روی آن توافق کنند.

نشانه هایی هم هست که به ما می گوید این سناریو چندان غیر محتمل نیست چرا که مذاکرات درباره برجام مدت هاست به انتها رسیده، متن ها نوشته شده و سناریوهای مختلف بارها مورد بررسی قرار گرفته است. در واقع، چیزی برای مذاکره بیشتر باقی نمانده است. آنچه باقی مانده تصمیم گیری بر سر یک سلسله پارامترهای خاص درون توافق است که دو طرف عموما آن را پرانتز می خوانند؛ اینجاست که دیگر مذاکره بیشتر لازم نیست بلکه تصمیم لازم است.

از یک منظر، این اقدام نامتعارف –اگر رخ بدهد- به این معناست که طرفین پذیرفته اند مذاکرات شکست خورده است و امکان رسیدن به یک توافق قابل امضا وجود ندارد. تحت این شرایط یک شیوه کم و بییش موثر این است که با انتشار متن هایی که به گفته سرگی ریابکوف تا بیش از 90 درصد تکمیل شده، این مسئله را روشن کنند که دقیقا تا کجا پیش رفته اند، در چه مسائلی توافق وجود دارد و مهم تر از آن، دقیقا اختلاف بر سر چه مواردی منجر به شکست مذاکرات شده است. به تعبیر مذاکراتی، این امر روشی است برای «توافق نکردن»، با این ملاحظه که بتوان گفت مذاکرات پیشرفت های جدی داشته و بنابراین می توان به آن زمان بیشتر داد.

اگرچه ممکن است خرید زمان برای گفت وگوهای بیشتر یکی از اهداف این اقدام باشد، اما هدف اصلی بسیار بزرگتر است.

انتشار متن های نوشته شده بدون امضا و اجرای آنها، در واقع مذاکرات هسته ای را به یک پروژه رسانه ای و عملیات روانی تبدیل می کند که مخاطب آن دیگر افکار عمومی است نه دیپلمات ها. اگربه یاد بیاوریم که دیپلمات ها تا امروز تا چه حد درباره انتشار محتوای مذاکرات تحفظ داشته اند موضوع جالب تر می شود. چرا جنبه محرمانه مذاکرات باید یک شبه از میان برود و همه چیز آشکار شود؟ چرا امریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که بهتر است یک پروژه مذاکراتی را بدل به یک پروژه رسانه ای بکنند؟ نکته بسیار مهمی در اینجا نهفته است. از همان روز اول نیز باور بسیاری از جمله نگارنده- این بود که این مذاکرات بیش از آنکه مذاکرات هسته ای باشد، مذاکراتی است برای مدیریت محاسبات افکار عمومی در ایران و هدف آن، قبل از آنکه تغییر در برنامه هسته ای ایران باشد، تغییر در معادله سیاست داخلی در ایران است. احتمالا چیزی که امریکایی ها به آن اندیشیده اند اجرای یک پروژه C روی افکار عمومی ایران است (پروژه A، مذاکرات رسمی و ملحقات آن، و پروژه B، تلاش برای تحمیل یک توافق بد به ایران از طریق دستکاری پارامترهای اقتصادی و منطقه ای پس از تمدید توافق ژنو بوده است):

1- انتشار پیش نویس برجام با همه ضمائم آن

2- بزرگنمایی جنبه های مثبت آن برای ایران با تمرکز بر مسئله تحریم ها

3- اصرار بر اینکه پافشاری ایران روی چند مسئله خاص منجر به شکست مذاکرات و محروم شدن مردم ایران از ثمرات اقتصادی ناشی از توافق شده است

4- بسیج جریان غربگرا در ایران به منظور ایجاد فشار اجتماعی با هدف بالا بردن هزینه های عدم توافق برای نظام

در پروژه C از نیات حقیقی امریکایی ها در پروژه مذاکرات هسته ای پرده برداری خواهد شد. این فاز آخر بازی است. امریکایی ها که تاکنون با مفروض گرفتن مطالبه اجتماعی در ایران، درصدد امتیاز گیری درون اتاق مذاکرات بودند، اکنون ناامید از این مسئله، به تحریک افکار عمومی ایران علیه مواضع مذاکراتی نظام می اندیشند.

رسالت بزرگ تیم مذاکره کننده هسته ای آن روز آغاز خواهد شد. روزی که امریکایی ها خواهند گفت ایران به دلایل غیرمنطقی یک توافق خوب را نپذیرفته، این بیش از هر کس مسئولیت تیم مذاکره کننده است که برای افکار عمومی توضیح بدهد نه توافق خوبی در کار بوده و نه نظام تصمیم غیرمنطقی گرفته است. بهترین راه هم این است که تیم مذاکره کننده پرانتزهای متن نهایی را از دید خود پر کند و نتیجه به افکار عمومی عرضه نماید تا روشن شود که این امریکا بوده که به دلایل غیرمنطقی و زیاده خواهانه راه رسیدن به یک توافق را سد کرده است.

نبرد در حوزه افکار عمومی قلب این منازعه است و به زودی از راه خواهد رسید.  

گفتگوی ویژه خبری : هدف آمریکا در قبال ایران تغییر استراتژی است + فیلم

به گزارش گروه چند رسانه‌ای باشگاه خبرنگاران، ریشه بی‌اعتمادی ایرانیان نسبت به آمریکا در پی یک قرن گذشته شب گذشته (۱۹ بهمن) در برنامه گفتگوی ویژه خبری با حضور "فواد ایزدی" عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و "مهدی محمدی" کار‌شناس ارشد مسائل راهبردی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

 

لینک  فیلم

http://www.yjc.ir/fa/news/4738826/انقلاب-اسلامی-ایران-بزرگترین-اتفاق-قرن-بیستم-هدف-آمریکا-در-قبال-ایران-تغییر-استراتژی-است-فیلم

اصول حاکم بر موضع تفکر مقاومتی درباره توافق ژنو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مهدی محمدی، وطن امروز- توافق ژنو در واقع پاسخ به یک نیاز اجتماعی بود –و راقم این سطور پیش تر نوشته است که این توافق فاقد هرگونه منطق هسته ای اما دارای یک منطق اجتماعی است- پس بازتاب ها و اثرات آن را هم باید قبل از هر چیز از موضعی اجتماعی تحلیل کرد. دولت آقای روحانی هم، چنان که از رفتار تبلیغاتی تیم مذاکره کننده پیداست، بیش از هر چیز در پی آن است که حرف خود را از منظر اجتماعی به کرسی بنشاند و لذا عموما سعی می کند به جای ورود به بحث های حرفه ای با منتقدان، خود را نماینده کلیت افکار عمومی جا بزند و مخالفان را رویاروی مردم قرار دهد.

اگر ادبیات تیم مذاکره کننده هسته ای و حتی خود آقای رییس جمهور در دقاع از توافق ژنو را تحلیل کنیم چند گزاره بنیادین در آن وجود دارد:

1- منتقدان توافق ژنو مخالفان هرگونه توافق در موضوع هسته ای هستند.

2- بدون توافق ژنو کشور در لبه پرتگاه قرار می گرفت.

3- توافق ژنو بهترین توافقی است که با توجه به جمیع جهات در شرایط فعلی قابل حصول بود.

4- منتقدان اساسا نمی خواهند مشکلات اقتصادی مردم حل شود!

ادامه نوشته

معنی مذاکرات برد-برد در نگاه برخی حضرات!

 

 

bord-bord

 

 

محمدجواد ظریف: مذاکرات هسته ای باید به برد هر دو طرف منجر شود. [!!!!!!]

برچیدن غنی‌سازی صنعتی دستور كار مذاكرات آينده

آخرين ارزيابي‌ها از توافق ژنو و اجراي آن در گفت‌وگو با مهدي محمدي، كارشناس هسته‌اي

حدود دو ماه از امضای توافق ژنو می‌گذرد و اجرای آن از دیروز شروع شده. در این مدت بحث‌های متنوعی در دفاع از این توافق یا در نقد آن مطرح شده است. اگر بخواهیم از یک منظر کلان، آخرین جمع‌بندی و قضاوت را درباره این توافق بگوییم، چه نکاتی قابل طرح است؟

چند نکته بسیار مهم و اساسی وجود دارد که با وجود اینکه تا امروز خیلی درباره توافق ژنو حرف زده شده، به این نکات کمتر توجه شده است. نکته اول درباره توافق ژنو که بسیار مهم است اما تا به حال مغفول مانده این است که توافق ژنو، سندی است که در آن تیم مذاکره‌کننده پذیرفته ایران یک استثنا در جامعه بین‌المللی است و غربی‌ها کاملا حق دارند با ایران به عنوان یک عضو عادی جامعه بین‌المللی که مثل همه اعضا حقوق و تکالیفی دارد رفتار نکنند. هم ساختمان این سند نشان می‌دهد ایران به مثابه یک استثنا در نظر گرفته شده و هم محدودیت‌هایی که در این سند بر ایران تحمیل شده همین را نشان می‌دهد. ساختمان سند یک گام اول تعریف می‌کند که زمان‌بندی 6 ماهه دارد. این گام اول از دید غربی‌ها گام اعتمادساز است معنی‌اش هم این است که اساسا برای اینکه مذاکرات واقعی با ایران آغاز شود ایران باید یکسری اقدامات اولیه‌ای را انجام بدهد تا حداقل میزان اعتماد لازم برای حرف زدن با ایران فراهم شود. خودشان می‌گویند این اقدامات است که گفت‌وگو را تبدیل به مذاکره می‌کند. بعد یکسری گام‌های اضافی تعریف شده که زمان‌بندی ندارد یعنی از همین الان غربی‌ها می‌توانند خواستار اجرای آنها شوند که یکی پیگیری قطعنامه‌های شورای امنیت است و دیگری حل و فصل همه مسائل باقی مانده از جمله ابعاد احتمالی نظامی با آژانس که مستلزم دسترسی به تاسیسات و دانشمندان نظامی ایران است. بعد یک گام نهایی داریم که زماندار است ولی زمان آن الان مشخص نیست منتها می‌دانیم که دوطرف توافق کرده‌اند این زمان طولانی خواهد بود. در این گام آخر است که بخش‌هایی از برنامه غنی‌سازی ایران برچیده می‌شود و برنامه بشدت محدود می‌شود. غربی‌ها گفته‌اند می‌خواهند گام نهایی 20 ساله باشد. بعید است چنین اتفاقی بیفتد ولی این مقدار هست که طرف ایرانی پذیرفته این گام طولانی خواهد بود. بعد از اجرای کامل و موفق گام نهایی در پاراگراف آخر سند گفته شده اتفاقی که می‌افتد این است که برنامه هسته‌ای ایران شبیه برنامه هسته‌ای بقیه اعضای معاهده خواهد شد. این ساختمان را ببینید. تمام این گام‌ها برداشته می‌شود برای اینکه به آن مرحله انتهایی برسیم. یعنی ایران چندین سال محدودیت بسیار شدید در اعمال حقوقش و همکاری بسیار شدید فراتر از تعهداتش را می‌پذیرد فقط برای اینکه به یکی مثل بقیه تبدیل شود. معنی روشن این امر این است که تیم مذاکره‌کننده قبول دارد ایران الان یکی مثل بقیه نیست و غربی‌ها حق دارند حقوق آن را محدود کنند و تکالیف اضافی به آن بار کنند آن هم برای یک دوره طولانی‌مدت تا ایران با تحمل این مشکلات آرام‌آرام به کشوری بدل شود که باید از حالت ویژه بیرون بیاید و تبدیل بشود به یک کشور معمولی. این خیلی نکته مهمی است. ما در توافق ژنو نوشته‌ایم و امضا کرده‌ایم که ایران یک استثناست و تا اطلاع ثانوی یعنی تا وقتی غربی‌ها راضی شوند استثنا باقی خواهد ماند. به عبارت دیگر خودمان هم قبول داریم که غربی‌ها حق دارند با ما به عنوان یک مورد ویژه رفتار کنند و تحت فشارمان بگذارند. این هم که می‌بینید در گام نهایی– که توضیح خواهم داد در واقع گام نهایی نیست- برنامه غنی‌سازی ایران تا این حد محدود شده مال همین استثنا و ویژه بودن ایران است. تیم مذاکره‌کننده قبول کرده چون ایران یک کشور عادی نیست و در حال تولید اعتماد و جبران گذشته خودش و اطمینان دادن درباره اهداف آینده‌اش است، پس فعلا حق ندارد برنامه غنی‌سازی کامل داشته باشد و این برنامه باید تا موقع اعاده اعتماد بین‌المللی به ایران بشدت محدود باقی بماند.

ادامه نوشته

در 26 صفحه منتشر نشده از توافق جدید ایران و 1+5 چه چیز نوشته شده است؟

ایران هسته ای- در حالی که تیم مذاکره کننده ایرانی اعلام کرده بود متن توافق اخیر خود با 1+5 را منتشر نمی کند، کاخ سفید یک خلاصه مبسوط 4 صفحه ای از آن را منتشر کرد.

این متن که گفته می شود خود خلاصه ای از یک متن بسیار مبسوط 30 صفحه ای است، روز پنج شنبه 26 دی 1392 (16 ژانویه 2014) در وب سایت کاخ سفید منتشر شد.

کاخ سفید گفته است متن کامل این توافق را به کنگره ارائه کرده است.

وندی شرمن رییس تیم مذاکره کننده امریکا هم روز پنج شنبه با حضور در کنگره این متن را تشریح کرده است.

«ایران هسته ای» نخستین رسانه فارسی زبان بود که بیش از یک هفته قبل خبر داد یک متن جدید توافق شده میان ایران و 1+5 وجود دارد.

ادامه نوشته

متن کامل سند وزارت خزانه داری امریکا درباره تحریم 19 فرد و شرکت مرتبط با ایران

ایران هسته ای- وزارت خزانه داری امریکا روز پنج شنبه 21 آذر 1392 (12 دسامبر 2013) 19 فرد و شرکت ایرانی و خارجی را به فهرست تحریم های ایران اضافه کرد.

متن کامل بیانیه وزارت خزانه داری امریکا را اینجا ببینید.

سند جدید دفتر کنترل دارایی های خارجی امریکا (OFAC) نیز از اینجا قابل درسترسی است. 

«ایران هسته ای» ترجمه کامل این سند را که نقض مستقیم توافق ژنو است منتشر می کند.

***

آمریکا و شرکای ما در گروه 1+5 یک در حال بررسی احتمال دستیابی به راه حلی جامع و بلند مدت با ایران هستند تا این اعتماد بوجود بیاید که برنامه هسته ای ایران صرفا صلح آمیز است. در عین حال، ما همچنان به اجرای قاطعانه رژیم تحریم های خود و نیز فاش کردن تلاش های دولت ایران برای استفاده از اقدامات فریبکارانه و تشکیل شرکتهای صوری برای پیشبرد برنامه هسته ای اش متعهد هستیم.

ادامه نوشته

چرا نباید از تحریم های جدید امریکا تعجب کرد؟

مهدی محمدی، خبرگزاری تسنیم- اعمال تحریم های جدید از سوی دولت امریکا علیه برنامه هسته ای ایران را باید از منظر استراتژی مذاکراتی امریکا تحلیل کرد. تحلیل های حقوقی در این باره که این تحریم ها نقض توافق ژنو هست یا نه سوال دوم –و البته کم اهمیت تر- است. مسئله اصلی این است که ببینیم هدف گذاری راهبردی دولت امریکا از ایران اقدام چیست و این تحریم ها با راهبرد سیاسی و مذاکراتی جدید امریکا در مرحله پسا توافق، چه نسبتی پیدا می کند؟

از منظر راهبردی، بر خلاف آنچه عموما تصور می شود، من عقیده دارم که این رفتار دولت امریکا در چارجوب استراتژی جدید سیاسی و مذاکراتی آن کاملا قابل فهم است و تناقضی میان آنها نیست.

راهبرد جدید امریکا که توافق ژنو هم مولود آن است، اساسا بر چند اصل استوار است:

ادامه نوشته

درس هایی راهبردی از گام نخست برای گام آخر

مهدی محمدی، وطن امروز- پس از توافق ژنو سوء تفاهمی در حال ایجاد شدن است که همین حالا باید آن را برطرف کرد.

کسانی از دولتیان و در میان آنها بویژه وزیر خارجه سعی کرده اند اینگونه القا کنند که اکنون در جامعه ایرانی یک دو قطبی وجود دارد میان کسانی که خواستار یک توافق (یا معامله و بده بستان) درباره موضوع هسته ای هستند و آنها که با چنین کاری از اساس مخالفند.

شکل دادن به یک دو قطبی با این مشخصات، برای دوستان دولتی خوشایندترین سناریوی ممکن است چرا که حریفان و منتقدان آن را مستقیما در موضع مقابل افکار عمومی می نشاند و به تیم دولت امکان می دهد ادعا کند کسانی، با آنچه به نظر مردم ضروری می آمده و اکنون آنها را تا حدودی راضی و خوشحال کرده است، مخالفند. وقتی چنین صف آرایی ایجاد شد، یعنی وقتی این مارک به پیشانی منتقدان چسبید که آنها با رضایت و آسودگی مردم مخالفند، آن وقت دیگر هیچ مجالی برای بحث های جدی نمی ماند و هاله ای از تقدس و نقد ناپذیری به دور اقدامات دولت کشیده می شود که حاصل آن ترکتازی در میدانی بی رقیب و سرخوش از امنیتی بادآورده خواهد بود.

ادامه نوشته

نقد اجمالی محتوای توافق ژنو

محمد صدری، ایران هسته ای- مطالعه دقیق متن توافق ژنو روشن کننده نکاتی است که به نظر می رسد از دید عموم کسانی که از زمان امضا تا کنون درباره آن اظهارنظر کرده اند، پنهان مانده است.

توافق ژنو توافق دقیقی است و کاملا روشن است که طرف غربی برای سطر به سطر و کلمه به کلمه آن برنامه داشته است، همچنانکه می توان فهمید طرف ایرانی هم سعی کرده روی موارد مدنظر خود وسواس به خرج بدهد.

نکات زیر مهم ترین مواردی است که به نظر می رسد در توافق ژنو قابل انتقاد جدی است:

1- نخستین نکته این است که در هیچ کجای متن جمله ای مبنی بر به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی طبق ماده 4 ان پی تی درون خاک ایران نیامده است. در هیچ منطق حقوقی نمی توان ادامه یافتن را به معنای به رسمیت شناختن در نظر گرفت.

2- در بخشی که مشخصات گام نهایی فهرست شده، طرف غربی گفته است که غنی سازی می تواند بخشی از یک برنامه هسته ای در ایران باشد منتها به 3 شرط: اول، این حق محدود شود؛ دوم، به شدت تحت بازرسی قرار گیرد؛ و سوم، -از همه مهم تر- این حق به اثبات نیازهای عملی (practical needs) ایران مشروط شود. این بند در واقع بسیار نگران کننده است. اگر اعمال حق غنی سازی در ایران مشروط به نیازهای عملی ایران شود، در واقع اتفاقی که افتاده این است که طرف غربی می تواند به استناد همین بند ادعا کند ایران نیازی به انجام عملیات غنی سازی در داخل خاک خود ندارد چرا که راکتوری ندارد که نیازمند سوخت باشد و باید زیر ساخت غنی سازی خود را برچیند.

3- نکته سوم این است که در توافق ژنو به صراحت گفته شده است که ایران باید قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل را مدنظر قرار بدهد. این بند هیچ معنایی جز این ندارد که 1+5 حتی می تواند خواستار تعلیق غنی سازی 5 درصد در ایران هم بشود.

4- مسئله بعدی این است که بخش قابل توجهی از تحریم های تعلیق شده در این موافقتنامه، «تحریم های آینده» است به این معنا که 1+5 گفته است کاری را که می خواسته زمانی در آینده انجام بدهد، انجام نمی دهد و در ازای آن از ایران مطالبه امتیاز کرده است. تعدیل تحریم هایی که تا به حال اعمال شده در این متن کمرنگ است و میزان عوایدی هم که ایران از این ناحیه کسب خواهد کرد مطابق آنچه امریکایی ها گفته اند، بسیار ناچیز خواهد بود.

5- نظارت هایی که در این توافقنامه پذیرفته شده حقیقتا سخاوتمندانه و در مواردی توام با بی احتیاطی محض است. به عنوان نمونه دسترسی آژانس به کارگاه های تولید قطعات و مونتاژ ماشین های سانتریفیوژ یا دسترسی به نقشه کامل تاسیسات هسته ای ایران و همچنین دسترسی به شرکت های درگیر نورد اورانیوم مشکلات امنیتی بسیار سنگینی برای ایران ایجاد خواهد کرد در حالی که ایران تعهد قانونی هم به هیچ یک از این موارد ندارد. جالب است که در هنگام مذاکره با آژانس، این سازمان می گوید که مباحث جاری میان ایران و 1+5 به آن ربطی ندارد ولی در توافقی که با 1+5 منعقد شده، بخش بزرگی از درخواست های بسیار مشکوک آژانس گنجانده شده است. 

متن کامل ترجمه حقوقی 'توافق ژنو'+ متن انگلیسی و ترجمه پانوشت ها

ایران هسته ای- ایران و گروه 1+5 بامداد روز یکشنبه 3 آذر 1392 (24 نوامبر 2013) یک توافق اولیه درباره برنامه هسته ای ایران را امضا کردند. 

«ایران هسته ای» متن کامل ترجمه دقیق و حقوقی این سند به همراه پانوشت های آن را تقدیم خوانندگان خود می کند. 

«ایران هسته ای» ظرف ساعات آینده ارزیابی های خود از این سند را منتشر خواهد کرد.

متن انگلیسی سند را اینجا ببینید.

برنامه اقدام مشترک

مقدمه

هدف از این مذاکرات دست یافتن به راه‌حلی مورد توافق دوطرف، جامع و بلند مدت است که این اطمینان را به وجود می‌آورد که برنامه هسته‌ای ایران، منحصراً صلح‌آمیز است. ایران کراراً تصریح کرده است که تحت هیچ شرایطی در پی تولید تسلیحات هسته‌ای نخواهد بود. راه حل جامع مذکور مبتنی بر این اقدامات اولیه بوده و به یک گام نهایی منجر خواهد شد که دوره زمانی آن مورد توافق قرار گرفته و به رفع نگرانی‌ها می انجامد. این راه‌حل جامع ایران را قادر می‌سازد تحت مفاد مربوطه در معاهده منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (ان‌پی‌تی) و برابر با تعهداتی که این مفاد برای این کشور ایجاب می‌کند، از حق بهره‌برداری از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز برخوردار شود. این راه‌حل جامع، در برگیرنده یک برنامه غنی سازی مورد توافق دوطرف است، که با اِعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن، همراه خواهد بود. این راه‌حل جامع، به مثابه مقوله‌ای یکپارچه است که در آن هیچ چیز مورد توافق نخواهد بود تا زمانی که در مورد همه چیز توافق صورت گیرد. این راه‌حل جامع، فرایندی دو‌سویه و گام به گام خواهد بود و منجر به برداشته شدن کامل همه تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل و نیز تحریم‌های چند جانبه و ملیی خواهد شد که بر برنامه هسته‌ای ایران وضع گردیده بود.

در فاصله میان گام های اولیه و گام آخر، گام های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت. سه کشور اروپایی / اتحادیه اروپا به اضافه سه (3+3 یا 1+5)  و ایران مسئول نهایی کردن و اجرای قدم های مورد توافق میان- مدت و راه حل جامع با حسن نیت خواهند بود. یک کمیسیون مشترک از 3+3 و ایران برای نظارت بر اجرای اقدامات میان مدت و بررسی مسائلی که ممکن است پدید آیند، تشکیل خواهد گردید، در حالی که آژانس مسئولیت راستی آزمایی اقدامات مربوط به موضوع هسته ای را بر عهده خواهد داشت. این کمیسون مشترک برای تسهیل حل و فصل مسائل مورد نگرانی گذشته و حال با آژانس همکاری خواهد کرد.

 

ادامه نوشته

تعهدات ایران و 1+5 در توافق ژنو

 

وزیر خارجه فرانسه ،سرگی لاورف وزیر امور خارجه روسیه ، جان کری وزیر امور خارجه آمریکا ، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران ، کاترین اشتون مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا

تعهدات ایران :

1.       196 کیلوگرم مواد 20 درصد ایران کلا خنثی می شود با این تفاوت که نیمی از آن قابل غنی سازی مجدد است.

2.        غنی سازی بالای 5 درصد کلا تعلیق می شود.

3.        فعالیت در اراک و نطنز و فردو گسترش نمی یابد.

4.        در نطنز ماشین جدید نصب نمی شود.

5.        ماشین های جدید نصب شده ولی فعال نشده، فعال نمی شود.

6.        ماشین های خراب در فردو و نطنز صرفا با ماشین هایی از همان نوع جایگزین می شود.

7.       4 آبشار  در فردو اورانیوم را تا 5 درصد غنی می کند.

8.       12 آبشار دیگر در فردو فعال نمی شود.

9.       در فردو ارتباطی بین آبشارها برقرار نمی شود.

10.    در اراک آب سنگین به تاسیسات حمل نمی شود.

11.    هیچ نوع فعالیت بازفرآوری انجام نمی شود.

12.    هیچ نوع تاسیسات بازفرآوری ساخته نمی شود.

13.    راکتور اراک سوخت گذاری نمی شود.

14.    سوخت جدید برای راکتور اراک تولید نمی شود.

15.    سوخت تولید شده برای راکتور اراک تست نمی شود.

16.    مواد 5 درصد بیش از 10 هزارکیلوی فعلی که در آینده تولید می شود اکسید خواهد شد.

17.    اطلاعات مربوط به طرح‌ و نقشه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای به آژانس ارائه می شود.

18.     توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت‌های هسته‌ای ارائه می شود.

19.     توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات‌های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت‌های هسته‌ای مشغول هستند ارائه می شود.

20.     ارائه اطلاعات در مورد معادن

21.     ارائه اطلاعات درباره شرکت‌های نورد اورانیوم

22.    ارائه اطلاعات درباره منبع مواد

23.     نهایی کردن توافق درباره پادمان ها در اراک

24.     دسترسی به بایگانی دوربین های آفلاین

25.     دسترسی به کارگاه های مونتاژ

26.    دسترسی به تولید چرخنده های سانتریفیوژ

27.    عدم تولید ماشین بیشتر در کارگاه ها جز برای جانشینی

تعهدات ۱+۵

1.       فراهم کردن امکان ماندن صادرات نفت ایران در حد فعلی و توقف روند کم کردن 20 درصد از آن هر 6 ماه و دریافت مقدار مورد توافقی از پول نفتی که از این پس فروخته می شود.

2.       برقراری بیمه حمل و نقل برای صادرات نفت ایران با میزان فعلی

3.        تعلیق تحریم صادرات پتروشمی ایران

4.        تعلیق طلا و فلزات گرانبها

5.       تعلیق تحریم خودرو

6.       تعلیق تحریم قطعات هواپیما

7.        تعلیق تحریم خطوط هوایی بویژه ایران ایر

8.       عدم اعمال تحریم جدید در شورای امنیت

9.       عدم اعمال تحریم جدید در اروپا

10.    عدم اعمال تحریم جدید در امریکا

11.     ایجاد یک کانال مالی با استفاده از عواید نفتی خود ایران که در خارج از این کشور مسدود شده برای خرید محصولات خوراکی و کشاورزی، دارو، ادوات پزشکی و خسارات پزشکی که در خارج بر ایران تحمیل شده است.